تبلیغات
ღღ زندگی ღღ - از عشق بیاموز که چگونه پایبند هیچ چیز نیست

با خدا باش و پادشاهی کن*** بی خدا باش و هرچه خواهی کن

از عشق بیاموز که چگونه پایبند هیچ چیز نیست
شنبه 28 بهمن 1385

من شكست خوردم چون عشق را با ماشین حساب تو نسنجیدم،

 شكست خوردم چون مثل تو عشق برایم ابزار نبود.

شكست را نفهمیدم چون عاشقی برایم بازی نبود.

 من دنبال حریف نبودم مثل تو. من دنبال همراه بودم نه مثل تو، عشق برایم  همراهی بود در كنارم ،نه حریفی در برابرم.

من با ما هیچ وقت دروغ نگفتم.

صدای فرو ریختن آخرین اشك هایت كه هیچ وقت نفهمیدم چرا فرو ریختند، بزرگ ترین جراحت زندگی ام را بر دلم نهاد.
 ایستادم صدای گام هایت كه می رفت را به خاطر سپردم مثل صدای نفس های لحظه های احتضار.
سایه ات را بلعیدم تا همیشه سیر از سایه ی هر كسی باشم.
من را كشته بودم كه ما را زاده باشم. تو ما را با خود بردی .
تكه ای سرد شبیه انسان، با چشمانی كه از اشك می سوخت، دستانی كه می لرزید، پاهایی كه فرو افتاد و قلبی كه متلاشی شد،در تلخ ترین باران،سردترین شب ،سیاه ترین سیاهی دنیا رها كردی و تنها گذاشتی و رفتی.
 
رفتی چون تو هنوز آنقدر بزرگ نشدی كه معنی عشق
را بفهمی.



[ شنبه 28 بهمن 1385 - 12:02 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]
[ نظرات شما ()|| هومن ] [دلخستگی , ] [+]