تبلیغات
ღღ زندگی ღღ - انگار آخر دنیاست حالا که تو را ندارم ...

با خدا باش و پادشاهی کن*** بی خدا باش و هرچه خواهی کن

انگار آخر دنیاست حالا که تو را ندارم ...
شنبه 23 مرداد 1389

*************

از کودک فال فروش پرسیدم چه میکنی ؟

 گفت : به آنان که در دیروز خود مانده اند فردا را می فروشم

این روزا عادت همه رفتن و دل شكستنه

درده تمومه عاشقا پای كسی نشستنه

می خواهم عروسک وار زندگی کنم

تا اگر سرم به سنگ خورد نشکشند

تا اگر دلم را کسی شکست چیزی احساس نکنم

تا اگر به مشکلات زندگی برخوردم بی پروا به آغوش صاحبم که دخترک کوچکی بیش نیست پناه آورم

اما نه …...

چه خوب است که همین انسان خاکی باشم

اما سنگ به سرم نخورد کسی دلم را نشکشند و مشکلات مرا از پای درنیاورد

زمان چقدر سریع می گذرد و ما چقدر آسوده خاطر به امید فردایی می نشینیم که دقیقا مثل دیروز است



[ شنبه 23 مرداد 1389 - 04:13 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 23 مرداد 1389 - 04:56 ب.ظ]
[ نظرات شما ()|| هومن ] [] [+]