تبلیغات
ღღ زندگی ღღ - Fatalist

با خدا باش و پادشاهی کن*** بی خدا باش و هرچه خواهی کن

Fatalist
چهارشنبه 8 اسفند 1386

 

روزگاربه من آموخت به هر چه دل می بندی باید همسنگش،توان دل کندن را نیز داشته باشی"

در بستر روزگار انچه بدست می اید با خنده پایدار نمی ماند وانچه از دست میرود با گریه جبران نمی شود

آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم

آن توبه ی صد ساله به یک توبه شکستیم

از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب

ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم ...

می خوام بلند داد بزنم که زندگیم فقط تویی

خوبی ها رو جمع بزنم بگم دل و جونم تویی

بدی رو تفریق بکنم

به عشق ضریب دو بدم بگم که زندگیم تویی

نمیزارم کسی بیاد جذر محبّت بگیره

زودی بهش توان میدم تا عشقمون جون بگیره

اینو بدون هرجا باشم عشق تو تقسیم نمیشه

معادله عشقمون بدون تو حل نمیشه

وقتی از همه جا نا امید شدی برو توی کوه فریاد بزن که آیا هنوز امید هست؟؟؟؟؟ آن موقع خواهی شنید که هست.... هست..... هست

خنده بر لب میزنم تا كس نداند راز من....ورنه این دنیا كه ما دیدیم خندیدن نداشت

یکی محبت می کنه و یکی ناز می کنه !اونی که ناز می کنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت می کنه همیشه تنهای تنهاست

عشق امانت با ارزشی ست که هر کسی تو قلبش میزاره برای همینه که هر وقت بخوای عشقت رو از کسی پس بگیری باید قلبشو بشکونی

برای شنیدن صدایی كه دوستش میداری همین لحظه هم بسیار دیر است، افسوس خواهی خورد زمانی را كه آن سوی سیم ها كسی بی احساس میگوید: برقراری ارتباط با مشترك مورد نظر مقدور نمی باشد !!!!

 

گاهی خیال بوده‌ام ؛

گاهی توهم ؛

گاهی تجردی تنها ، میان آدم‌ها !

 سایه ‌ای ز خودم که  دنبالِ « تو » می‌گشته



[ چهارشنبه 8 اسفند 1386 - 04:02 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 8 اسفند 1386 - 04:02 ق.ظ]
[ نظرات شما ()|| هومن ] [دلخستگی , ] [+]