تبلیغات
ღღ زندگی ღღ - دیگه کسی پایه گریه هام نمیشینه

با خدا باش و پادشاهی کن*** بی خدا باش و هرچه خواهی کن

دیگه کسی پایه گریه هام نمیشینه
سه شنبه 4 دی 1386

امروز دلم دوباره شكست....

از همان جای قبلی...!!!!!

كاش می شد آخر اسمت نقطه گذاشت تا دیگر شروع نشوی.... !!!

كاش می شد فریاد بزنم... پایان!

دلم خیلی گرفته...

اینجا نمی توان به كسی نزدیك شد!

آدمها از دور دوست داشتنی ترند

درد را از هر طرف نوشتم درد بود

شمعدانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟

گفت : ای عاشق دیوانه فراموش شوی

سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد

گفت : طولی نکشد تو نیز خاموش شوی

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بیچاره از این عشق سوختن آموخت فرق من و پـــــــــــروانه در این است پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت

ای دوست دلت همیشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترین لحظه پایان من است

به شانه ام می زنی که غم هایم را بتکانی ؟ به چه دل خوش کردی ؟ به تکاندن برف از شانه ی آدم برفی

لاک پشت ها هم عاشق میشن ولی تحمل درد عشق براشون راحته چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون میکنه

تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست

ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست



[ سه شنبه 4 دی 1386 - 11:12 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 27 بهمن 1386 - 12:02 ب.ظ]
[ نظرات شما ()|| هومن ] [دلخستگی , ] [+]