تبلیغات
ღღ زندگی ღღ

با خدا باش و پادشاهی کن*** بی خدا باش و هرچه خواهی کن

آشق !
پنجشنبه 24 آذر 1390
آشق !

از این به بعد اینگونه بنویسید !
چون همیشه سرش کلاه می رود . .

آشق




[ پنجشنبه 24 آذر 1390 - 07:59 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]
[ نظرات شما ()|| هومن ] [] [+]
باز باران بی ترانه...
چهارشنبه 23 شهریور 1390
باز باران بی ترانه
گریه هایم عاشقانه
می خورد بر سقف قلبم
یاد ایام تو داشتن
می زند سیلی به صورت
باورت شاید نباشد
مرده است قلبم ز دستت
فکر آنکه با تو بودم
با تو بودم شاد بودم
توی دشت آن نگاهت
گم شدن در خاطراتت
***********
همه نیمکتهای پارک 2 نفره اند...بیخیال رو چمن میشینم!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.

LIFE2


[ چهارشنبه 23 شهریور 1390 - 06:48 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 23 شهریور 1390 - 08:21 ب.ظ]
[ نظرات شما ()|| هومن ] [] [+]
ناگفته ها...
چهارشنبه 5 مرداد 1390

ناگفته های هست ولی مست
مست ولی نیست
در این دار فانی
همه عمرم به این دنیایی فانی
به نیستی رسیدم در اوج هستی
من اینجا میان دلای شکسته
غمی تو سینه دارم
گلو را به بغضی ستادم همیشه
که از پس روز شبی نهفته
ولی در این شب ها
دل من آرام و بی صدا خفته

-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0

باران بیاید یا نیاید
من باشم یا نباشم
خاطرت باشد یا نباشد
دیگر تنهاییم را با تو هرگز قسمت نمی کنم
حتی نا خوشی هایم را...
و از ته دل به تو می گویم ؛
نا رفیق ! مگر تو با ما بودی ... !؟

-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0

وقتی پایت خواب می رود نمی توانی درست راه بروی لنگ می زنی!

وقتی قلبت خواب می رود نمی توانی درست فکر کنی عاشق می شوی . . .

-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0

تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است

پس همیشه امید داشته باش . . .

-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0

صفای ما پابرهنه ها میدونی چیه؟ اینه که هیچ ریگی به کفشمون نیست !

-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0

لزومی ندارد من همانی باشم که تو فکر میکنی من همانی ام که حتی فکرش را هم نمیتوانی بکنی

-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0

همیشه میشه تموم کرد، فقط بعضی اوقات دیگه نمی شه دوباره شروع کرد



[ چهارشنبه 5 مرداد 1390 - 12:18 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : یکشنبه 9 مرداد 1390 - 04:21 ب.ظ]
[ نظرات شما ()|| هومن ] [] [+]
مثل آن ...
دوشنبه 6 تیر 1390
مثل آن مسجد بین راهی تنهایم
 هرکس که می آیدمسافر است
میشکند هم نمازش را هم دلم را...





[ دوشنبه 6 تیر 1390 - 08:54 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]
[ نظرات شما ()|| هومن ] [] [+]
یادت هست ؟
چهارشنبه 25 خرداد 1390

دل من تنها بود.

دل من هرزه نبود.

دل من عادت داشت.
...
كه بماند یك جا.

به كجا؟ معلوم است!

به در خانه تو.

دل من عادت داشت.

كه بماند آنجا.

پشت یك پرده تور...

كه تو هر روز آن را به كناری بزنی.

دل من ساكن دیوار و دری.

كه تو هر روز از آن می گذری...

دل من ساكن دستان تو بود.

دل من گوشه یك باغچه بود.

كه تو هر روز به آن می نگری.

دل من را دیدی؟

ساکن قلب تو بود..

یادت هست؟

********************

خدایا آنکه در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت تو درتنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نذار!

********************

اگه یه روز حس کردی تویه یه زمان  عاشق دونفری دومی انتخاب کن

چون اگه واقعا عاشق اولی بودی به عشق دومی گرفتار نمیشدی !!

life2



[ چهارشنبه 25 خرداد 1390 - 08:16 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 25 خرداد 1390 - 08:32 ب.ظ]
[ نظرات شما ()|| هومن ] [] [+]
روی آن شیشه ی تب دار تو را "ها" کردم
دوشنبه 4 بهمن 1389
Right click >>> show picture
*******************************

 

روی آن شیشه ی تب دار تو را "ها" کردم،

اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم،

شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد،

شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم،

باسر انگشت کشیدم به دلش عکس تو را،

عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم
 

**--**--**--**
ای کاش به دل کسی پا نمی گذاشتیم و
کسی به دلمون پا نمی گذاشت
ای کاش اگه کسی به دلمون پا گذاشت دیگه
دلمون تنها نمی گذاشت
ای کاش اگه یه روز دلمون رو تنها گذاشت
رد پاشو روی دلمون جا نمی گذاشت

**--**--**--**

یک روز جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم

خرس گفت الان وقت خواب زمستونیه بعدا صحبت می کنیم

خرس رفت و خوابید

ولی ای کاش میدونست عمر جیر جیرک فقط سه روزه



[ دوشنبه 4 بهمن 1389 - 01:32 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : دوشنبه 4 بهمن 1389 - 04:50 ب.ظ]
[ نظرات شما ()|| هومن ] [] [+]
انگار نه انگار که یه روز ، خاطره هامون یکی بود ...
دوشنبه 20 دی 1389

تو کاری به باران نداری

چه ببارد چه نه

چیزی از من به یاد نمی آوری
...
من اما هزاری هم که از یادت ببرم

همین که ببارد

به خودم می آیم که

همین جایی

ΐ^ΐ^ΐ^ΐ^ΐ^ΐ^ΐ^ΐ^ΐ

بعد از مرگ ،

چشمانم را بر صفحه ای سنگی قاب بگیرید

و کنار اینه‌ی اتاقش بگذارید

تا هیچ وقت فراموش نکند

که هیچ چشمی مانند چشمان من...

فلسفه‌ی عشقش را نخواند و باور نکرد

ΐ^ΐ^ΐ^ΐ^ΐ^ΐ^ΐ^ΐ^ΐ

انگار نه انگار که یه روز ، خاطره هامون یکی بود
قول و قرارمون یکی ، حال و هوامون یکی بود
هنوز گل های خشک تو ، رو طاقچه ی اتاقمه
عطر حضور تو ولی تو لحظه های من کمه



[ دوشنبه 20 دی 1389 - 12:43 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : دوشنبه 20 دی 1389 - 02:38 ب.ظ]
[ نظرات شما ()|| هومن ] [] [+]
حیف قلبم که به تو دادمش
جمعه 14 آبان 1389

right click>>show picture

******************************************

فهمیدم که چرا مترسک حرف نمی زند !

 اگر حرف هم بزند باز هم میگویند همان جا بمان و بس !!!

پس بهتر که حرف نزند

مهم نیست قفلها در دست کیست

مهم اینه که کلیدها دست خداست

 

زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه...

 واسه حفظ تعادلت همیشه باید در حركت باشی

 

اگه یه روزی حس كردی دنیا و آدماش به تو اخم كردن ، دلیلشو تو لبهای بدون لبخند خودت جستجو كن

 

همه دوست دارند به بهشت بروند , اما كسی دوست ندارد بمیرد. بهشت رفتن جرأت مردن میخواهد

 

دکتر شریعتی : مادرم میگفت:

 عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب

 اما هزار شب است پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکرده ام

Ho0o0o0man life2

 



[ جمعه 14 آبان 1389 - 10:35 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]
[ نظرات شما ()|| هومن ] [] [+]
آسمونتم...
شنبه 3 مهر 1389

***************

آسمونتم...

می تونی همیشه بارونتو تو چشام ببینی...

 

بیاموزیم که اگر ستاره نیستیم ، ابر هم نباشیم که جلوی درخشش ستاره را بگیریم

هیچکس آنقدر فقیر نیست که نتواند لبخندی را به کسی ببخشد ، و هیچ کس آنقدر ثروتمند نیست که نیازی به لبخند نداشته باشد

 

عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن(دکتر شریعتی)

جرج آلن: اگر كسی را دوست داری، به او بگو. زیرا قلبها معمولاً با كلماتی كه ناگفته می‌مانند، می‌شكنند

نه نخ داشت با خود  نه سوزن؛

خدا هم نبود!

ولی ...تا رسید،

به من چشم دوخت

چیزی شبیه زمین‌لرزه آمد

مرا زیر و رو کرد



[ شنبه 3 مهر 1389 - 10:53 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 3 مهر 1389 - 11:15 ق.ظ]
[ نظرات شما ()|| هومن ] [] [+]
بگو این قصه رویا نیست
جمعه 5 شهریور 1389

شاید نشود به گذشته برگشت و یک آغاز زیبا ساخت ولی میشود هم اکنون آغاز کرد و یک

پایان زیبا ساخت

 

اگه یه روز چشاتو باز کردیو خودتو توی یه کوره دیدی سعی کن پخته بیرون بیایی وگرنه سوختنو همه بلدن

 

فکر تنهایی نباش ، تنهایی خودش تنهاست ، تنها به فکر کسی باش که بی تو تنهاست

 

 هر وقت دلم می گرفت با دوست خوبم سایه صحبت می کردم آه امروز هوا ابری است

 

كسی می تواند در پای عشق بمیرد كه پیش از آن زندگی در پیش چشم های وی مرده باشد

 

 

تو به اندازه تنهایی من زیبایی ، من به اندازه زیبایی تو تنهایم

 

 

چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند  مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش

 

برای هزارمین بار پرسید: تا حالا شده من دلت رو بشکنم؟

منم برای هزار مین بار به دروغ گفتم نه.هیچ وقت...

تا مبادا دلش بشکنه



[ جمعه 5 شهریور 1389 - 01:21 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : جمعه 5 شهریور 1389 - 02:04 ق.ظ]
[ نظرات شما ()|| هومن ] [] [+]