تبلیغات
پیغام مدیر : این وبلاگ کلبه سبزی است در یک جنگل مه آلود با یک فانوسی که کور سوی نورش متحیران عالم را به گرد خویش می خواند. در کلبه سفره نانی داریم خشک ولی خندان آتشی داریم گرم ولی کم سو و قلبی داریم گرم گرم گرم که عقیده داریم آتش از قلب ما گرم می شود هر کس بخواهد مهمان ماست و ما او را دوست داریم.. نظرات خود را برای بهبود وبلاگ مطرح نمایید . متشكرم ღღღ .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
تو گوشم بگو دوست دارم(سحر) (-)
دو نیمه دیوانه...خیلی دور, خیلی نزدیک (-)

قبل از اینکه به خوبی کردن عادت کنی مطمئن شو دیگران به خوبی کردنت عادت نمیکنند

به مالت نناز که به شبی بنده
به جمالت نناز که به تبی بنده

هر از گاهی توقف در ایستگاه
بین راه، فرصت خوبیست برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به راهی که پیش روست. گاهی
برای رسیدن باید نرفت!!!

مرد
تنها بودم اما بی تو تنها تر شدم
آتشی افسده بودم
لیك خاكستر شدم
باغ جانم از بهار
مهر تو گلخیز بود
فصل پاییز جدایی
آمد و پر پر شدم
ویرایش شده در دوشنبه 10 اسفند 1388 و ساعت 12:41 ق.ظ

تنها یک تنها می داند که
تنهایی ، تنها درد یک تنها نیست
دیروز میمردند و
فراموش میشدند آرام آرام
امروز چه زود از یاد رفته ایم بی آنکه بمیریم
ولنتاین مبارک
ولی میدونم عشق دروغه
The love Is lie
ویرایش شده در - و ساعت -
یادت از خودت مهربون
تره ،چون وقتی تو نیستی یادت هیچ وقت منو تنها نمی ذاره
=============
=============
چو
کس با زبان دلم آشنا نیست
چه
بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو
یاری مرا نیست همدرد ،
بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم
.:دکتر شریعتی:.
=============
=============
دل
آدم ها به اندازه ی حرفهاشون بزرگ نیست ...
اما
اگه حرفاشون از دل باشه می تونه بزرگترین آدم ها رو بسازه
=============
=============
سیب سرخی رابه من بخشید و رفت
عاقبت برعشق من خندید و رفت
اشك در چشمان سردم حلقه زد
بی مروت گریه ام
رادید و رفت
ویرایش شده در - و ساعت -

می رسد روزی كه بی
من روزها رو سر كنی
می رسد روزی كه مرگ
را باور كنی
می رسد كه تنها در
كنار قبر من
ویرایش شده در - و ساعت -

امروز
که یاد من نیستی ،بگذار برایت ترانه ای بخوانم از آدمکی برفی
که در حسرتت آب شد و تو چشمان خیسش را
به آستین پیراهنت دوختی

هنوز
به خوابه من میایی
طعم
نگاهت خاطرست
ببین
چه ساده باختمت
ببین
چه ساده رفتی از دست
با
اینکه دوباره دیدنت آتیش به جونم میزنه
چشم
به چشم های تو دوختن ، تموم رویای منه
یادته
زیر بارون ، لحظه های دیدنیمون
شعرهای
بچگیهامون ، حرفهای شنیدنیمون
حالا
دیگه بشین مرگتو ببین
پشت
سرت آره ، نفرینمو بگیر
می
خوام ببینم مثله من پیدا میشه روی زمین
که
هر وقت بخایی بذاریشو بری
اتمام
اینه:بدون اگه گذاشت و رفتش
بدون
حتما حرفات نداشته ارزش
رفته
و رفتن
همینه
رسمش
هر
طوری بری ، آخر می ریزه اشکش
تا
بعد بگه بهت که این نبوده حقش
باید
باشه اینم دیگه آخرین حرفش
تو
حتما دلخور شدی الان از من
اون
چشات هنوزم توی خاطرم هستن
اتمام
اینه:یعنی تموم شد
هر چی بود بینمون آخه حروم شد
i l u N
ویرایش شده در جمعه 9 بهمن 1388 و ساعت 11:44 ب.ظ



اگر روزی دلت لبریز غم بود
گذارت بر مذار کهنه ام بود
بگو این بی نصیب خفته در خاک
یه روزی عاشق و دیوانه ام بود
ویرایش شده در دوشنبه 21 دی 1388 و ساعت 05:12 ب.ظ
باران به خاطر تداومش سنگ را می شکافد نه قدرتش

عشق کلید شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود

اگر زمانی دراز در اعماق نگاه کنی، آنگاه اعماق هم به درون تو نظر می اندازند.

پرواز را با پرواز آغاز نمی کنند
ویرایش شده در - و ساعت -
88888888888888888888888888888888
تا كه بودیم نبودیم كسی/كشت ما را بی غمی بی همنفسی
تا كه رفتیم همه یار شدند/خفته ایم وهمه بیدار شدند
قدر آیینه بدانیم چو هست/نه در آن وقت كه اقبال شکست
i l u N
ویرایش شده در - و ساعت -
کامپیوتر:
کاشکی مانیتورت بودم همیشه رخ به رخ بودیم.
کاشکی کیبوردت بودم همیشه زیر انگشتات بودم.
کاشکی هنسویریت بودم همیشه روی گوشت بودم.
کاشکی ویست بودم همیشه روی لبت بودم.
کاشکی موست بودم همیشه تو موچت بودم.
کاشکی پسوردت بودم همیشه تو فکرت بودم.

i l u N
ویرایش شده در سه شنبه 3 شهریور 1388 و ساعت 10:43 ب.ظ
نازکتر از بلورم و نرم تر از حریر
اگر هم قصد شکستن داری سنگ بی انصافیست ...
یک تلنگر کافیست .
ویرایش شده در - و ساعت -